خرید بک لینک
مروري كوتاه بر نحوه مديريت پروژههاي كلان زيربنايي كشور نشان ميدهد ؛ شيوههاي قراردادي براي مديريت پروژههاي كلان را ميتوان به هفت نوع روش كلي زير طبقهبندي نمود:
· طراحي و اجراء بصورت مجزا
· قرارداد مديريت (MC)
· قرارداد مديريت اجرايي
· قرارداد طراحي ومديريت
· قرارداد دستمزدي
· روش “ساخت – بهرهبرداري – انتقال”( BOT)
· روش “ مهندسي – خريد- اجرا “ (EPC)[1]
در ادامه به شكل مختصر به توضيح هريك از اين شيوه هاي قراردادي – خصوصا تيپ قراردادهاي EPC –ميپردازيم:
۱) قرارداد طراحي – اجرا / روش سنتي/ طراحي و اجرا بصورت مجزا
در اين روش كه بطور سنتي در قراردادهاي اجرايي مورد استفاده قرار ميگيرد، كارفرما طراحي پروژه را برطبق نيازهاي خويش به طراح واگذار نموده تا مجموعهاي از نقشههاي مورد نياز براي مناقصه و اجراي كار را تهيه نمايد. كاستيها و معايب بالقوهاي در رابطه با فرم قرارداد “طراحي – مناقصه – اجرا” وجود دارند از جمله اينكه زمان تكميل كل پروژه بدليل جدا بودن مراحل طراحي و اجرا طولاني ميشود. بعلاوه طراحيهاي انجام شده ممكن است با قابليتهاي فني پيمانكار اجرايي مطابقت نداشتهباشد. به همين دليل هنگاميكه بخش قابل توجهي از تأمين مالي پروژه از طريق وام باشد اين روش مورد قبول وام دهندگان نخواهد بود.
2) پيمانكاري مديريتManagement Contracting (MC):
مديريت پيمان MC شخصيتي است حقوقي كه به نمايندگي از طرف مجري طرح مسؤوليت مديريت؛ كنترل و هماهنگي پروژه ها و مراحل اجرايي را به عهده دارد. مديريت طرح وظايف خود را در چارچوب روشها ؛ضوابط و دستورالعملهايي كه به تاييد مجري رسيده است انجام داده و با اعمال مديريت مستقيم و روزانه بر ساير عوامل اجرايي در مقابل مجري مسؤوليت صحت انجام كيفي و كمي كار را طبق مشخصات؛ برآوردها و برنامههاي اوليه و تغييرات احتمالي آن با ارايه گزارشات مستمر بعهده دارد.
در حقيقت مجري جهت مديريت؛ كنترل و هماهنگي پروژهها و مراحل اجرايي طرح پس از كسب مجوز از مراجع ذيصلاح ميتواند از يك شركت بعنوان مديريت پيمان MC استفاده و كليه وظايف و مسؤوليتهاي كارفرمايي را به جز برخي موارد كه ذكر خواهد شد به وي تفويض كند.
در واقع پيمانكار مديريت پيمان MC نقش مديريتي كارفرما را در قراردادهاي سنتي “طراحي – مناقصه – اجرا” ايفا نموده و بدينترتيب وظايف و مسؤوليتهاي كارفرما را كاهش ميدهد. در نمودار 1 نحوه ارتباط MC را با كارفرما و پيمانكاران پروژه نشان دادهايم.
در اين روش:
· پرداخت به پيمانكار مديريت پيمان معمولاً بصورت Cost Plus Fee انجام ميگردد.
· كارهاي اجرايي معمولاً به قسمتهاي كوچكتري تقسيم گرديده و رقابت زيادي در مناقصه ايجاد ميشود.
· براي هر قسمتي از كارها كه به مناقصه ميرود طراحي بايد تكميل شده باشد.
· در اين نوع قرارداد در مقايسه با روش طراحي و اجرا بصورت جداگانه؛ طراح در مراحل اولية طراحي بايد تصميمات بيشتري اتخاذ نمايد.

قرارداد طراحي – ساخت به شكل يكپارچه

در قراردادهاي سنتي پروژههاي عمراني ، كارفرما قراردادي را با مشاور جهت طراحي پروژه و قرارداد ديگري را با پيمانكار ديگر جهت ساخت منعقد مينمود. در روش طرح/ساخت كارفرما فقط با يك طرف كه هم مسئوليت طراحي و هم مسئوليت ساخت را ميپذيرد قرارداد ميبندد. پيمانكار در چنين قراردادي فعاليتهاي طراحي را بصورت اماني يا قرارداد دست دوم؛ انجام داده و عمليات ساخت را نيز به تنهايي و يا با همكاري پيمانكاران ديگر اجرا ميكند. رابطه قراردادي و رسمي كارفرما تنها با يك پيمانكار است. فاز برنامه ريزي با طراحي مفهومي شروع شده و برآوردهاي اوليه محاسبه ميگردند.سپس طرفين درمورد قرارداد مذاكره ميكنند.يك روش پرداختها Cost Plus Fee با سقفي مشخص است. در چنين قراردادي كارفرما بايد راجع به موضوع پروژه و محدوده آن بسيار شفاف باشد و بداند چه ميخواهد.مزيتهاي اين روش قراردادي براي كارفرما مواجه بودن با يك طرف در قرارداد است. از طرف ديگر كارفرما كنترل كمتري درمورد تعريف دقيق كار و نحوه اجراي آن خواهد داشت.در پروژههايي گه حجم بالايي از كارهاي مهندسي را دربر ميگيرد، اين نوع قرارداد ميتواند صرفهجوييهاي قابل ملاحظهاي در زمان پروژه داشته باشد.


قرارداد مديريت اجرايي

در اين روش، مدير اجرايي طبق قراردادي كه مستقيماً با كارفرما منعقد مينمايد؛ براي مديريت اجرايي پروژه منصوب گرديده و در قالب زمان و هزينه انجام وظيفه مينمايد. تمامي قراردادهاي پيمانكاران و مشاوران ديگر مستقيماً توسط كارفرما منعقد ميگردد.

قرارداد طراحي و مديريت

اين رويكرد در واقع نوعي از قرارداد مديريت ميباشد كه طراحي تفصيلي را مستقيماً بر عهدة پيمانكار گذاشته، بنابراين مشابهتهاي زير را با قراردادهاي طراحي – ساخت خواهد داشت:
· كارفرما فقط يك قرارداد منعقد مينمايد.
· مديريت طراحي و اجرا بصورت يكپارچه انجام ميگيرد.
· در مراحل نخستين طراحي واجراء، زمان اجراي پروژه كاهش مييابد.
· احتمال قابل اجرا بودن طراحيها هرچه بيشتر افزايش مييابد.
در عين حال بين قراردادهاي طراحي و مديريت با طراحي – ساخت تفاوتهاي زير قابل اشاره است:
· نحوهي پرداختها مشابه قراردادهاي مديريت ميباشد.
· كارفرما كنترل بيشتري بر اجراي كارها خواهد داشت ولي كمتر در خصوص كارهاي فني متعهد ميباشد.
· ارتباط كارفرما با پيمانكار طراحي و مديريت بيشتر تخصصي (حرفهاي) و مشاركتي است.

انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association


· پيمانكار طراحي و مديريت كار اجرايي انجام نميدهد و ريسك اجرايي خيلي كمتري را ميپذيرد.
· تغييرات در اين نوع قرارداد سادهتر انجام گرفته در مورد تغيير قيمتها عادلانه برگزار ميشود.

برچسب: نویسنده: ستوده تاريخ: سه شنبه 11 13 ساعت: 18:29

صفحه بندی