پروژه ها همواره ابزاري جهت نيل به اهداف كوتاه مدت يا استراتژيك سازماني٬ ملي٬ منطقه اي يا بين المللي بوده و هستند. در سراسر كره خاكي طرح هاي توسعه و پروژه هاي فراواني تعريف و اجرا مي گردند. انقلاب اطلاعاتي٬ نرخ فراگير جهاني شدن٬ تخصصي شدن امور و موارد مشابه ديگر موجب توسعه و افزايش روزافزون تيم هاي پروژه اي متشكل از مليت ها؛ قوميت ها٬ زبان ها و فرهنگ هاي متفاوت گرديده است. در اين مختصر نوشتار سعي شده است تا به جنبه هاي گوناگون اين قضيه پردا خته شود (اين نوشتار با تفصيل بيشتري توسط نگارنده در كنفرانس بين المللي مديريت پروژه IIRME در سال 2009 در امارات متحده ارائه گرديده است.
دریافت مقاله
مقدمه:
جهان امروز داراي پيچيدگي بيش از پيش مي باشد. 193 كشور با زبانها و اديان و شرايط اقليمي گوناگون در آن وجود دارند. عليرغم نزديكي ناشي از انفجار اطلاعات و فناوري ارتباطات و ديجيتال؛ نقاط اختلاف در ميان انسانها – اين موجودات هوشمند٬ متفكر٬ داراي احساس و واكنش ارگانيك به محيط - كماكان رخ مي نمايند. در يك سوي اروپا سوئدي ها كوچكترين سروصداي اضافي را بر نمي تابند؛ در حاليكه در سوي ديگر همين قاره ايتالياييها يكي از پرسرو صدا ترين مردمانند. در محيط هاي كاري انگلستان واژه اي بنام "نهار" تقريبا" رنگ باخته؛ اما چند ده كيلومتر آن طرف تر فرانسوي ها حداقل 2 ساعت از روز را پاي ميز نهار مي گذرانند. تركيب سني٬ جنسيتي٬ فرهنگي٬ مذهبي و اجتماعي ملل گوناگون؛ اين تمايزها را پررنگ تر مي كند. خلاصه اينكه؛ دنيايي داريم پر از تفاوت و گوناگوني و تمايز...
حال چه خواهد شد اگر اين افراد با اين گوناگوني هايي كه ذكر تنها گوشه كوچكي از آن رفت٬ بخواهند در كنار يكديگر در يك تيم پروژه قرار گرفته و در جهت نيل به هدفي واحد بكوشند؟ آيا پاره اي از اين اختلافات منجر به تعارض؛ درگيري٬ افزايش استرس شغلي و در يك كلام ايجاد موانعي در مسير رسيدن به اهداف پروژه نخواهند شد؟ پاسخ بي گمان منفي نيست...
چرا تيم هاي پروژه چندفرهنگي شكل مي گيرند؟
بهره گيري از تيم هاي چندفرهنگي امروزه تقريبا" امري اجتناب ناپذير گرديده است. چه بسا در داخل يك كشور نيز اختلافات زباني و نژادي و ... موجب ايجاد تيمي چندفرهنگي شود. برخي از مهم ترين دلايل شكل گيري تيم هاي پروژه چند فرهنگي را شايد بتوان اينگونه برشمرد:
- بهره گيري از منابع انساني ارزانتر (مهندس رايانه هندي بجاي اروپايي)
- محدوديت منابع: دانش و تخصص منحصر بفرد
- نياز و الزام قانوني شركتهاي خارجي در بكارگيري افراد بومي كشور هدف
- ماهيت برخي پروژه ها (تحقيقات بين المللي)
- جابجايي و مهاجرت سريع و تسهيل شده نخبگان
اين موارد عليرغم نكات مثبت خود؛ مي توانند بسيار چالش برانگيز و مشكل زا نيز باشند. بخشي از مشكلات ناشي از تيم هاي چند فرهنگي را ذيلا" مرور مي نماييم.
مهم ترين مشكلات احتمالي ناشي از تيم هاي پروژه چندفرهنگي:
1- مشكلات ارتباطي:
- در ارتباط كلامي: درك نادرست يا ناكافي و "بدفهمي" از گفتگوها؛ گزارش ها و مكاتبات بدليل لهجه خاص يا نوع نگارش يا حوزه لغات (Vocabulary) ناهمگون (براي مثال كره اي ها بطور كلي در تلفظ حرف F داراي مشكل بوده و آنرا P تلفظ مي كنند)
- در ارتباط غيركلامي: حركات؛ وضعيت هاي بدني و نظاير آن كه در فرهنگ هاي گوناگون معاني بسيار متفاوتي را دارند (نشان دادن انگشت شست در فرهنگ غرب و شرق)
2- تعارض:
- ارزشها؛ عقايد و رسوم مختلف كه ممكن است توسط ساير همكاران مورد بي توجهي يا حتي توهين و استهزا قرار گيرند (در اينجا بجاي پرداختن به ملل مختلف؛ جا دارد به رسمي در فرهنگ خود ايران اشاره نماييم كه روشن كردن سيگار با آتش قليان در حكم توهين ناموسي به صاحب قليان مي باشد!)
احساس تبعيض بدليل نژاد و مليت
3 – افزايش تنوع ذينفعان؛ و به تبع آن ريسك پروژه
4- افزايش "شوك فرهنگي" (Culture Shock) كه ناشي از تقابل فرهنگهاي متفاوت بوده و يك عامل زمانبر و در اكثر موارد مزاحم در راه اجراي صحيح كار مي باشد (مثال بسيار ساده آن نگاه كردن به چهره افراد در انگلستان مي باشد. بسياري از شرقيها در اين كشور تجربه برخورد غيرمحترمانه بدليل نگاه بيش از 3 ثانيه به چهره يك انگليسي – كه در فرهنگ ايشان تجاوز به حريم خصوصي قلمداد مي شود - را دارند!)
براي مقابله با اين مشكلات چه بايد كرد؟
- رعايت اخلاق حرفه اي و مسئوليت اجتماعي: همانگونه كه موسسه PMI نيز براي اين مساله داراي استاندارد و رويه اجرايي مي باشد٬ بسياري از شركتها نيز داراي كد اخلاقي هستند كه رعايت آن مي تواند برخي از مشكلات مزبور را كاهش دهد. ادب و متانت٬ احترام به همنوع٬ پرهيز از كژي و نادرستي در رفتار و گفتار و ... همه ابعاد گوناگون اخلاق مي باشند. بقول فرمايش مولاي متقيان در نهج البلاغه: "آنچه براي خود مي پسندي براي ديگران نيز بپسند؛ و آنچه را براي خود ناپسند ميداري براي ديگران نيز ناپسند دار"
- اخذ رويكرد "مديريت ريسك" نسبت به مساله چندفرهنگي بودن تيم پروژه٬ و در اختيار داشتن راهكارها و پيش بيني هاي لازم در خصوص آن
- انتخاب صحيح افراد تيم پروژه بر اساس انطباق ويژگيها٬ سلايق و باورها
- استفاده صحيح از دروس آموخته شده (Lessons Leaed) در پروژه ها و فعاليتهاي ديگر. با دسترسي بسيار وسيع امروزي به اطلاعات؛ مي توان براحتي براي كشورها و فرهنگ هاي مختلف جزوات و بسته هاي آموزشي بسيار مفيد و اثربخشي تهيه نمود. (نگارنده تجربه يك سخنراني حدودا" يك ساعته در دفتر شركت همكار در آلمان را پيش از اعزام كارشناسان آلماني به تهران دارا مي باشد. نتيجه آن آشنايي با بخش بزرگي از فرهنگ و آداب و رسوم و طريقه زندگي در ايران؛ و در نتيجه آن كاهش بسياري از مشكلات محتمل بوده است)
- مهارت مدير پروژه: ايجاد محيطي آكنده از احترام و درك متقابل٬ بدور از قضاوت و اعمال نظر شخصي افراد. توسعه عرف (Ground Rules) مناسب در تيم بوسيله احترام به سايرين؛ يادگيري زبان و رسوم ايشان؛ و پرهيز از هرگونه يكجانبه گرايي٬ تبعيض و بي توجهي
- درك اينكه گوناگوني (Diversity) يكي از حقايق زيباي جهان ماست.
و در انتها شايد بتوان گفت٬ عمده مشكلات تيم هاي چندفرهنگي از "بي اطلاعي" ناشي مي شود. با دانستن زبان٬ مطالعه در خصوص فرهنگها و آداب و رسوم گوناگون٬ بررسي و كنكاش تجارب سايرين٬ و بطور كلي افزايش ميزان "آگاهي" و "دانش" مي توان از بخش اعظم اين مشكلات اجتناب نمود.
در كتاب آسماني مسلمانان بارها و بارها به اهميت دانش اشاره شده است. خداوند تبارك و تعالي اولين وحي به پيامبرش را با "اقرا" آغاز مي كند٬ به "قلم و آنچه مي نويسد" سوگند ياد مي فرمايد؛ و دانايان را از نادانان برتر مي شمرد (هل يستوي الذين يعلمون و الذين لايعلمون؟)... حكيم ابوالقاسم فردوسي نيز چه خوش فرموده كه :"توانا بود هر كه دانا بود"... در غرب نيز گفته اند كه: "Knowledge is Power" ... پس چه نيكوست كه با مطالعه و كسب دانش و اطلاعات كافي از هزينه و اثرات بازدارنده ناشي از تيم هاي چند فرهنگي بكاهيم...
همزباني خويشي و پيوندي است يار با نامحرمان چون بندي است
اي بسا هندو و ترك همزبان اي بسا دو ترك چون بيگانگان
پس زبان محرمي خود ديگر است همدلي از همزباني خوشتر است
مولانا
انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association
فریبرز داورپناه
برچسب:
نویسنده: ستوده