با اين حال، تنها يک دستاورد است که در همهي انواع پروژهها مشترک است؛ جالب اينکه در همهي پروژهها اين دستاورد کسب خواهد شد (خواه پروژه موفق باشد يا شکست بخورد)؛ از همه جالبترين اينکه اين دستاورد، امروزه مهجورترين دستاورد در بين پروژههاي مختلف نيز هست. اين دستاورد چيزي نيست جز دانش و تجريه.
پروژهاي را آغاز ميکنيد، هزينه زيادي صرف آموزش پرسنل ميکنيد. پروژهاي را آغاز ميکنيد، مشکلات زيادي بوجود ميآيد، هزينه زيادي را صرف حل و فصل آن مشکل ميکنيد. پروژهاي را آغاز ميکنيد، بررسيهاي مختلفي انجام ميدهيد تا پروژه طبق زمان و هزينه و با بهترين کيفيت توافق شده به اتمام برسد و هزينه زيادي صرف اينکار ميکنيد. پروژهاي آغاز ميشود و به دلايل مختلف شکست ميخورد، باز هم هزينه زيادي صرف اين شکست ميشود. در همه اين موارد يک چيز ثابت است و آن تجربهاي است که کسب شده است. اين تجربه در انتهاي پروژه به کجا ميرود؟
امروزه متاسفانه در کشور ما به بحث تجربيات و درس اموختههاي پروژه توجه زيادي نميشود. پروژهها آغاز ميشوند، به اتمام ميرسند، اعضاي تيم پروژه در پروژههاي ديگر به کار گرفته ميشوند و يا از سازمان خارج ميشوند، بدون آنکه تجربيات کسب شده در پروژه هاي پيشين به درستي، کسب، ثبت و به کاريگيري شود.
اين در حالي است که امروزه دانش در سازمانهاي يادگيرنده يکي از مهمترين مزاياي رقابتي آنان در محيط پر تنش تجاري ميباشد. جهان امروز، مکان اشتباه و خطا نيست و کسانيکه از اشتباهات خود درس نگيرند، محکوم به فنا هستند.
از سوي ديگر پروژهها با توجه به منحصر به فرد بودن فرآيند اجراي آنها، همواره دانش و تجربهاي جديد براي کسب کردن به همراه دارند. همچنين در پروژهها هر کاري تنها يک بار اتفاق ميافتد و زمان و هزينه و منبع اضافي براي تکرار اشتباهات وجود ندارد. همين امر ضرورت مديريت صحيح دانش در پروژهها را نسبت به سازمانهاي متداول، دوچندان مي کند.
استانداردهاي مختلف نيز به بحث درس آموختهها در پروژه و ضرورت مديريت آنها پرداختهاند اما اين بحث در ميان انبوه مطالب بيان شده در استانداردها مهجور واقع شده است. به همين دليل لازم است که شرکتها و سازمانهاي مختلف در زودترين زمان ممکن، رويههاي منظم و اثربخشي را براي مديريت درس آموختهها در پروژه تدوين نمايند تا بدين ترتيب هر چه سريعتر از هدرروي اين منبع گرانقدر در پروژهها جلوگيري کنند.
با کسب و ثبت درس آموختهها در پروژه، اعضاي تيم پروژه پس از شروع کار در پروژههاي جديد خواهند توانست از تجربيات کسب شده خود و ديگران در اجراي پروژه جديد بهره ببرند و پروژه بعدي را با بهرهوري بالاتري به کار ببند.
و اما سخن آخر اينکه، زندگي نيز پروژهاي است با زمان آغاز و پايان مشخص و البته منابعي محدود. در آستانه سال نو، لازم است مروري کنيم بر تجربيات و درس آموخته هاي سال کهنه و بدين ترتيب سال نو را با اين هدف آغاز کنيم که از هر شکست پلهاي بسازيم براي دستيابي به موفقيتهاي جديدتر و بدين ترتيب بتوانيم سالي بهتر از سال قبل را رقم بزنيم.
انجمن مهندسی و مدیریت ساخت ایران (ICEMA) Iran Construction Engineering Management Association
نويسنده : صادق روزبهي
برچسب:
نویسنده: ستوده