بسیاری از مدیران شرکت ها اکنون معتقدند که دانش - بخصوص دانش مبتنی بر اطلاعات - می تواند اسلحه ای بسیار قدرتمند و راهبردی در کسب و کار به شمار رود . این دانش یک دارایی سازمانی است که سازمانها را قادر می سازد به مزیتهای رقابتی مهم و معناداری دست یابند . خرد سازمانی اصطلاح دیگری برای داراییهای دانش سازمانی است .
مدیران باید بتوانند دانش سازمانی را به موفقیت های کسب و کار تبدیل نمایند و با بکارگیری آنها مزیت رقابتی ، رشد پایدار و افزایش منافع را ایجاد کنند .
مدیران جهت برآورده ساختن این خواسته ها از فناوری اطلاعات ابزاری می خواهند که بتواند اطلاعات و داده ها را در اختیار گرفته ، جمع آوری ، سازماندهی ، پالایش و توزیع نماید .
مدیران بر ابزارهای فناوری اطلاعات تکیه می کنند زیرا آنها را قادر می سازد داده ها را به اطلاعات و سپس آن را به دانش تبدیل کنند . اساسا مدیران بخاطر ابزارها ،داده ها و فرآیند مدیریت دانش به فناوری اطلاعات وابسته اند .
فراوانی اطلاعات الزاما به دانش زیاد تبدیل نمی شود ، بلکه بالعکس به اغتشاش می انجامد . برای تبدیل اطلاعات به دانش علاوه بر ارتباطات باید ساز و کار تعریف شده ای برای تفسیر و بستر آن استقرار یابد .
انواع دانش :
۱- دانش صریح یا کانونی ( Explicit/Focal Knowledge ): دانشی است که ضبط می شود ، ذخیره می گردد و انتقال می یابد .
۲- دانش ضمنی یا درونی ( Tacit/Implicit Knowledge ): دانشی است که یاد گرفته می شود ، یاد داده می شود و انتقال می یابد .
مدیریت دانش :شیوه ی شناسایی ، در اختیار گرفتن ، سازماندهی و پردازش اطلاعات جهت خلق دانش می باشد که پس از آن توزیع می شود و در اختیار دیگران قرار می گیرد تا برای خلق دانش بیشتر بکار گرفته شود .
فرآیند دانش :
۱- در اختیار گیری ( مستند سازی )
۲- ذخیره سازی ( بانک اطلاعات داده )
۳- پردازش و انتقال ( تبدیل داده ی خام به اطلاعات و دانش سازمانی )
۴- انتقال و اشتراک
۴-۱- فعال ( برنامه های آموزشی ،کارآموزی ،فرآیندها و ... )
۴-۲- منفعل ( ذخیره سازی در یک مخزن جهت استفاده ی کاربران )
نوناکا و تاکه اوچی (۱۹۹۵) چهار مرحله ی تبدیل دانش را به صورت زیر بیان می کنند :
۱- جامعه پذیری ( Socialization ): تبدیل دانش ضمنی به ضمنی از طریق مشارکت در تجربیات و تقلید و تمرینات . این نوع فعالیت از طریق تعلیم استاد-شاگردی ، شرکت در کنفرانس ها و سمینار ها ، یا به سادگی در خلال تعامل بین کارکنان در زمان های استراحت حاصل می شود .
۲- بیرونی سازی ( Extranalization ): تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح می باشد که معمولا از طریق بیان و اظهار دانش ضمنی و تبدیل آن به صورت صریح صورت می گیرد ، مثل یک گزارش یا مستندسازی
۳- انتشارسازی ( Dissemination ): تبدیل دانش صریح به دانش صریح توسط دارندگان آن دانش که آن را با هم سهیم می شوند ، می باشد . انتشار سازی روش اصلی است که از طریق آن دانش می تواند در تمام سازمان بکار گرفته شود .
۴- درونی سازی ( Intealization ): تبدیل دانش صریح به ضمنی که کارکنان را قادر می سازد دانش را در پاسخ و رفتار خود بگونه ای ادغام کنند که در مواجهه با موقعیت یا مشکلی که کاربرد دانش لازم است بتوانند آن را بکار ببرند .
REFERENCE : Knowledge Management - Succeeding in the Information_Based Global Economy - Author: Allan Radding
برچسب:
نویسنده: ستوده